|
در سکوتی نه چندان آرام به واژه می رسیم آنگاه که گفتن نه یک انتخاب که اجباریست از سر اختیار ما به واژه می رسیم واژه به ما اینجا دیگر صدا در برابر سکوت نیست اینجا صدا از سکوت می تراود و نطفه ای بسته می شود در عشق بازی ساکت و مسکوت... آهسته به دنیا می آید و ناگاه لب می گشاید و پیش از آنکه چیزی بگوید خود را زمزمه می کند نام معجزه بر آن نمی گذاریم که خود نام دارد همان قدر عجیب است که ساده است آن قدر ساده که در حضورش نه حرفی برای گفتن داری نه دلیلی برای شنیدن برای با تو بودن نیازی ندارد که تو با او باشی وگاه به کار دیگری هستی اما به او مشغولی بی آن که بدانی و او از تو می گذرد همچنان که در تو می ماند و تو در او می مانی همچنان که از او می گذری ادعایی ندارد که پاسخی دهی و پاسخی ندارد اگر ادعایی کنی که از جنس پاسخ و ادعا نیست از جنس بودن است و هر چه از او می گوییم هرگز به سادگی آنچه او می گوید نیست آری اتفاقی نیست اتفاق است ترانه است !
تقويم من درنگ نمي دانست اما تو با حضورت از فصل شعبده مي امدي وقتي به ماه بعد از خود فرمان ايست دادي وقتي كه پرده را يكسو زدي در باغ هاي چيني گل ها ميان جرم و جوانه و در گلوي مرغهاي لعابي نت هاي بغض كرده در نيمه راه ترس و ترانه باز ايستاده بودند حال از صبح ناب پر شده ام در من يك جرعه افتاب نمي نوشي ؟
انقدر در ساز دهني نواخته بود كه چهره اش در گيسوان گم شد . او را ديگر نمي شناختند پيراهنش را كودكان با پرتقال خط خطي كرده بودند. نمي دانست پيراهنش خط خطي است . به كو چه امد به خواب بود . كودكان او را از خواب بيدار نكردند در اتش مي سوخت در اتش صاحب دو قلب شده بود قلبي براي ماندن و قلبي براي رفتن . از اسمان بر او سنجاق باريد او كه با سنجاقها هم دوست مي شد چه ارام در انبود سنجاق ها تسليم روز و شب شده بود . چه ارام مرد . از جاده هاي خاكي به اسمان رفته بود قصد نداشت به زمين باز گردد او در اسمان و عاشق باران انها در زمين و در پي وصل او به عشقي خاكي ! براي دليل ماندنش ! براي دليل رفتنش !
چشمت ستاره اش را چندان چراغ وسوسه خواهد كرد تا من به افتاب بگويم : نه پل بسته اي كه عشق افاق را به هم بردوزد افاق را به رنگ تو مي بينم و چشمهايت انسوي مه همچون چراغهاي دريايي مي سوزد مه در ميانه رازي است مه را شعور خاك نمي داند باران زبان گنگي دارد و خاك نيز رازش را از اينهمه كنايه نمي خواند بايد چگونه گفت كه عشق با نام يك فرشته فرود امده است تا پاسدار دريا ها باشد ؟ بايد چگونه گفت كه دلدار من چشمش صراحت سخني است كه در سكوت مي بالد ؟ باران زبان گنگي دارد اما دنيا اگر نداند باري تو راز مه گر فته او را مي داني بي گمان همزاد افتابي باران باران دلداري كه در سكوت حرفها دارد !
در چهار چوب پنجره دريا پشت به افتاب و دلت بيتاب تكيه بر ابگينه خوشبخت داده اي بوي بهار نارنج با هر چه در اتاق اغشته است ايا نسيم از پرسه مژگان چشم تو برگشته است ؟ بوي خزه صداي صدف نيست اين بوي گيسوي توست كه با پچپچه ات ياد اور ترانه هاي ته درياست دريا از اسمان روي سر ابي نيست از انعكاس پيرهنت ابيست
هياهو كنيم شايد از خواب برخيزد بايد از خواب بر خيزد مقصد را به ما بگويد ما نمي توانيم به اين برگ هاي مرده و عتيقه ي درختان پاييزي تكيه كنيم جويبارهاي منجمد و مرده هم كه دردي از ما را دوا نمي كند پرنده اي خود را به شاخه هاي غم زده و يخ بسته اويخت از خواب بر نخاست جهان زخمي و ياران دفن در جراحت و نا اميدي حا فظه دفن در زمان گذشته انارهاي شكسته ميان اتاق پخش روي قالي جهيزيه ي مادران مان لحظه اي تكان خورد اميدوار شديم كه از خواب برخيزد دوباره در ملافه ها دفن شد كنار بسترش چه اتش ها افروختيم با نام كوچك صدايش كرديم اما .... رهگذري كه هميشه جواب سلام ما را نمي گفت امروز به سخن امد احوالش را پرسيد گفت : هنوز خواب است منتظر جواب ما نشد راهش را ادامه داد كسي جواب سوالهاي ما را نخواهد داد هر كس لب بگشايد زود خيلي زود سنگ مي شود و سپس در حفره هاي نا مريي زمين گم مي شود !
دير امده بودم شايد هزاران سال وقتي كه چيني بر جبين اب مي افتاد يا پنجه خشك چناري را مي برد با خود باد ما يادمان مي رفت كه بين چين و اب و باد و برگ پيوند ديريني است چون پيوند عشق و مرگ يك گل كه مي پژمرد در ما كسي مي مرد تقويم هاي كوچك ما را توفان ورق مي زد
وقتي شكفتن چراغي است از گل فرا راه غنچه بايد ! عاشق شد با تو به باغي رسيدم كه ابتدايش درختي در انتهاي جهان بود يك گردباد از نگاهت چرخيد و مرا با خود برد مانند يك باغ نرگس كه زير پلك تو خوابست چشمان خورشيدي تو دروازه اسمان بود پر كاهي بودم كه نفس هاي كسي مي بردم مثل اين بود كه مي مردم اسمان نفس كشيد و تازه شد بعد لعبتي سرخ به شكل دل برگزيده و گفت سر عشق را از اين بپرس ! |
About
هیچم و چیزی کم Archivesاردیبهشت 1387فروردین 1387 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|